تبليغاتX
عشق نا محسوس
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین.... به خداوند که معشوق من آن بالایی است........
به نام خدا

با سلاااااااااااااام

به زودی زود به روز می شم

به امید دیدار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/13ساعت 15:53  توسط علی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 18:32  توسط علی | 
اجازه هست که عشقتو،تو کوچه ها داد بزنم                 تو پشت بوم خونه ها اسمتو فریـــاد  بزنم

اجازه هست که هرنفس ، ترانه بارونت  بشم                ماه و ستاره رو بازم فــدای چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنـه                  بهت بگم عاشقتم دوست دارم یــــه عالمه

اجازه هست بهت بــگم عشـق تو توی سینمه                 جونـمو هم به پات بدم بازم بـرای تو کمه

به من بگو،بگو به من،بگو منو دوستم داری                  بگو که واسه نفست ،  پا  رو دلـم نمیذاری

اجازه هست نگاهتو، تــو خـاطرم  قاب بکنم                 چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خاربکنم

اجازه فریــــاد بزنم تــــو قلبمی تــــا به  ابد                 بدون اگـه رسوا بشم بخاطرت خوبه   نه بـد

اجازه هست کــنارتــو به اوج ابـــرا   برسم                 دست تــو توی دستمه بـرم به فـــردا  برسـم  

اجازه هست دریا بشم کویر رو پیمونت کنم                 تو صدف  دلـــم بشی، من تودلـت خونه کنم

                                            اجازه هست یه لحظه باز توی چشـــات نگاه کنم

                                             با یک نگــــــاه  بی ریـــا روی غمو سیـــــاه کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 21:11  توسط علی | 
 

خانـه ای ساختیم سـایه بانش همه عشـــق

زیـر پــــا فــرش غـرور

و حصارش همه تکرار وفـــــا

مــا در این جمع لطیف ، لطف و دیدار تو را میطلبــیم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 19:49  توسط علی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 8:50  توسط علی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 12:7  توسط علی | 

شهادت سالار شهیدان

 

بر تمام شیعیان او تسلیت باد 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 21:51  توسط علی | 
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 23:12  توسط علی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت 19:8  توسط علی | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 22:36  توسط علی | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/20ساعت 23:41  توسط علی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/12ساعت 23:33  توسط علی | 
مــرا صـــد بار از خــود برانی               دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی               دوستت دارم

چـه سـود از مـــــهر ورزیـدن

چـه حـاصل از وفــــا کــــردن

مـــــرا لایق بـدانی یا نـدانی               دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/04ساعت 17:0  توسط علی | 

گلی را که دیروز

                        به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

_ دور از رخ نازنین تو _

                                    امروز پژمرد !

همه لطف و زیبایی اش را

                                    _ که حسرت به روی تو می خورد و

                                       هوش از سر ما به تاراج می برد ؛ _

گرمای شب برد !

 

صفای تو اما گلی پایدار است

بهشتی همیشه بهار است

گل مهر تو، در دل و جان

گل بی خزان ،

گل تا که من زنده ام ماندگار است

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 20:58  توسط علی | 
اگـــر دنیای ما دنیای سنــگ است

                 بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است

اگـــر دنیای مـا دنـیـای درد  اســت

                 بـدان عاشـق شـدن از بحر رنـج است

اگـــر عاشقی پس یـک گـناه است

                 دل عاشــق شکستن صــد گناه است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 22:43  توسط علی | 
شیشه ی دل را شکستن      احتیاجش سنگ نیست

این دل من با نگاهی سرد پر پر می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 22:38  توسط علی | 
چرا دنیا پر از حادثـه هـای وارونه است

عاشق کسـی می شی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو به دنبال کــس دیـگه

هیچـکـدوم از ما به اون یکی راسـتـشـو نمیگه

من واسه ی چشمای نازنین تو یک دیوونم

من دوستت دارم ولی علتـشو نمی دونم

حالا که می خوای بری بزار نگاهت بکنم

چون یک بار دیگه می خوام این دلو ساکــتـش کنم

آدما فکر می کـنـن شاعـرا خیلی غم دارن

کاشکی فقط این بود اونا خیلی چیزها رو کم دارن

عاشق کسی می شی که عاشقاش فراوونه

بین انتخاب اون و عشقش عمریه که حیرونه

اونی رو که دوستش داری چرا تو رو دوست نداره

شایــدم دوستت داره امـــا به روش نمیــاره 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 8:59  توسط علی | 
آرزو دارم شبی عاشــق شوی......

آرزو دارم بفهمی درد را       تلخی برخوردهای سرد را

میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی

میرسد روزی که مــرگ عــشـــق را بــاور کنی

میرسد روزی که شبــها در کـــنـار عکس مـــن

نــامـه هــای کــهنـه را مــو بـه مــو از بــر کنی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 13:27  توسط علی | 
خـــــــدا یـا.......

چون ماهـیان که از عـمـق وسعت دریـا بـی خبرند

عـظـمـت و ژرفای عشـق تــو را نــمی شنـاســـم

فـقـط مــی دانــم......

کــه معبود ایـن دل خستـه هستـــی

و اگـــر دیـــد از مـن بـر گیری            خواهم مرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 23:29  توسط علی | 
آری آغـــاز ....

         دوسـت داشـتـن اســت

                           گــرچه پـایـان راه نـاپـیداسـت

مــن بـه پـایـان دگـر نیـنـدیشــم

                                             کـــه هـمـیــن

       دوســت داشـتـن زیــبـا ست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 23:15  توسط علی | 
پروردگارا ..........

به من آرامش ده.....

تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.

دلیری ده.....

تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم.

بینش ده.....

تا تفاوت این دو را بدانم.

مرا فهم ده.....

تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 23:3  توسط علی | 
آبــی تر از آنــم کـه بـی رنـگ بمیرم

                   از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم

من آمــده بــودم کـه تا مــرز رسـیـدن

                   همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم

تقـصـیر کسی نیست که اینگونه غریبم

                   شاید که خدا خواست دلتنگ بمیرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 21:29  توسط علی | 
متین ترین کلمه عشـــق است.

جذاب ترین کلمه آشنــــایی است.

پاکترین کلمه وجدان است.

زشت ترین کلمه خیــــانت است.

بدترین کلمه بی وفـــایـی است.

سخت ترین کلمه تنهــــایــی است.

و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 21:23  توسط علی | 
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.

برای عشق قبول کن ولی غرورت رو از دست نده.

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه بفهمه.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.

برای عشق جونت رو بده ولی جون کسی رو نگیر.

برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.

برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.

برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.

برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 22:46  توسط علی | 
خداوندا آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهایم گذاشت.

از تو تمنا دارم......

 که در تنهاترین تنهاییش تنهایش نگذاری.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 14:24  توسط علی | 

دو روز به پایان جهان مانده بود 

تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است"تقویمش پر شده بود و تنها دو روز از آن باقی مانده بود.

پریشان شد"آشفته و عصبانی بود.

نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد

داد زد و بد و بیراه گفت"خدا سکوت کرد  

آسمان و زمین را به هم ریخت خدا سکوت کرد جیق زد و جار و جنجال راه انداخت خدا سکوت کرد

به پر و پای فرشته ها افتاد خدا سکوت کردکفر گفت و سجاده دور انداخت خدا سکوت کرد

دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد ...

 

خدا سکوتش را شکست و گفت:

عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت.تمام روز را به بد و بی راه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یک روز دیگر باقی است.بیا لااقل این یک روز را زندگی کن  

لابلای هق هقش گفت:اما با یک روز.....با یک روز چیکار می توان کرد.....؟ 

 

خدا گفت:

آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی که هزار سال زیسته است

و آنکه امروزش را در نمی یابد هزار سال هم به کارش نمی آید.

آنگاه همان یک روز را در دستانش ریخت و گفت:حالا برو و زندگی کن 

او مات و مبهوت مانده بود و به زندگی که در دستا نش خود نمایی می کرد نگاه می کرد اما می ترسید حرکت کند"می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد و همین یک روز را نیز از دست دهد.  

قدری ایستاد.........بعد با خودش گفت: حال که فردایی ندارم،نگه داشتن این یک روز زندگی چه فایده ای دارد؟

پس بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم

 

آنوقت زندگی را بر

 سر و رویش پاشید،

زندگی را نوشید،

زندگی را بویید

چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود،

میتواند بال بزند، می تواند پا روی خورشید بگذارد  

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد ، زمینی را مالک نشد ، مقامی بدست نی آورد، 

اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید،

بر روی چمن خوابید ،

کفشدوزکی را در دست گرفت و خوب آنرا تما شا کرد،

به آنهایی که نمشناختندش سلام کرد و برای آنهایی که دوستش ندا شتند از ته دل دعا کرد 

و در همان یک روز آشتی کرد

و خندید و سبک شد

و لذت برد و بخشید و عاشق شد و تمام شد  

ا و همان یک روز زندگی کرد،اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند:

 

"امروز او در گذشت" ،کسی که هزار سال زیسته بود

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/05ساعت 15:19  توسط علی | 

عاشق بشیم عشقمونو از دست بدیم

بهتر از اینکه هرگز عاشق نشیم

     

       it's better to have loved & lost ,

     than to have never loved at all

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/05ساعت 15:15  توسط علی | 

 

اگه دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن .برای اینکه کسی اشکاتو نبینه

 

ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو دیگه نه کسی صداتو میشنوه و نه کسی اشکاتو

 

میبینه حالا فهمیدی چرا آب دریا شوره!

 

 

 

وقتی متولد می شوی برایت  اذان میگویند و وقتی میمیری برایت نماز می خوانند

 

براستی زندگی چقدر کوتاست فاصله بین یک اذان تا یک نماز!

 

 

 

 

غرورت رو بخاطرکسی که دوسش داری بشکن اما دلش رو به خاطر غرورت نشکن

 

 

در دنیا دو چیز ما را افسون می کند آبی دریا را که میبینیم و میدانیم که نیست و

 

خداوند که نمیبینیم ولی میدانیم هست

 

 

 

 

آدمی به سه بوسه تکمیل می گردد

 

بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاک میگزاری

 

بوسه محبت آمیز که با آن یک عمر زندگی می کنی

 

بوسه خاک که با آن پا به عرصه عبدیت میگزاری

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/04ساعت 21:55  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام
تو این دنیای پر از درد و غم
خدا منو با کسی آشنا کرد که
نمیدونم چطور از خدای خودم تشکر کنم
ولـــــــــی اینو میدونم که بی خدا و اون حتی یک لحظه هم نمیتونم زندگی کنم. فقط همین....

نوشته های پیشین
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
آرشیو موضوعی
عشقولانه
نویسندگان
علی
علی
پیوندها
رایگان نت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM